آقای برگمن به عنوان یکی از پایهگذران شیوه یادگیری معکوس در کتابهای خود بین یادگیری معکوس و کلاس معکوس تمایز قائل است. کلاس معکوس، کلاسی است که در آن فقط محتوای درسی به صورت فیلم جهت استفاده در منزل در اختیار دانشآموز قرار داده میشود و سادهترین شیوهای است که معلم میتواند در جهت اجرای این الگو در کلاس خود به کار ببندد. یعنی زمان انجام تکلیف را با آموزش مستقیم عوض کن، کلاست معکوس میشود. اما اگر به عنوان یک معلم از این سطح فراتر بروید و راهبردهای یادگیری عمیقتر، مانند یادگیری تسلطیاب یا کمی سطح بالاتر به الگوهای مبتنی بر پروژه و پژوهش، گیمیفیکیشن (بازیانگاری)، استفاده از شبیهسازهای تعاملی و … را در کلاس خود اجرا کنید. ما این را بهعنوان یک کلاس معکوس دستهبندی نمیکنیم، بلکه بهعنوان یک شیوۀ یادگیری معکوس میشناسیم.
یادگیری معکوس یک ابزار در گنجینه ابزارهای یک معلم است که به تناسب و در موقعیت مناسب آن به خوبی میتواند از آن بهره بگیرد. بر این اساس اگر معلم به شیوه به کارگیری این رویکرد در کلاسش مسلط و آشنا باشد، قطعا در موفقیت او تاثیر زیادی دارد. از طرف دیگر ما با یک تجربه ارزشمند و انباشته در دوران کرونایی در استفاده از ابزارهای تکنولوژیک، نرمافزارها و اپلیکیشنهای موبایلی برای آموزش از راه دور و مجازی مواجه هستیم که میتواند به خوبی در کاربست یادگیری معکوس در کلاس درس به معلمان کمک کند. نکته دیگری که به نظر من باید به آن توجه کنیم این است که بدانیم با چه نسلی مواجه هستیم و آیا میتواند به همان شیوهای که خود آموزش دیدهایم معلمی کرد. باید بپذیریم که در دنیای امروز معلمی به سبک و سیاق گذشته شغلی مطرود و غیر قابل پذیرش از سوی دانشآموزان است. نسل دانشآموزان امروزی که از آنان به عنوان بومیان دیجیتال (Digital Natives) یاد می شود، دسترسی بیشتری به دانش و اطلاعات و نیز علاقمندی زیادی به استفاده از فناوریهای نوین و فضاهای مجازی دارد و نسبت به نسل پیش از خود یعنی مهاجرین دیجیتال (Digital immigrants) که معلمان امروزی عموما از این دسته هستند، مهارتهای عملی و تجربی بیشتری در بهرهگیری از فناوریهای ارتباطی و دیجیتالی دارد و برایش آموزش بر بستر اینترنت و رسانههای تصویری جذابیتهای زیادی نسبت به روشهای سنتی آموزش دارد. بر همین اساس آموزش معکوس که اساس آن کاربست فناوریهای نوین در یادگیری است برای دانشآموزان جذاب و سرگرمکننده است. نکته دیگر این که دانشآموزان با در اختیار داشتن محتوای آموزشی به صورت فیلم و صوت و … میتوانند بر اساس سرعت یادگیری خود آموزش ببیند و در هر زمان که بخواهند محتوا را ببینند، آن را متوقف کنند، جلو عقب ببرند و حتی اگر بخشی از آن را فراموش کردند، مجددا بازبینی کنند و همه این موارد عواملی موثر در رشد و ارتقا یادگیری دانشآموزان است. از طرفی یادگیری معکوس کلاس درس را نیز به محیطی دلنشین برای دانشآموز و معلم تبدیل میکند و جهان اطراف دانشآموز را تبدیل به کلاس بزرگی برای یادگیری میکند، دانشآموز خود مسئولیت یادگیریاش را بر عهده میگیرد و اینچنین دانشآموزی قطعاً به یادگیرندهای مادامالعمر بدل خواهد شد.
در مجموع با در نظر گرفتن برتریها و مزایای یادگیری معکوس ما را نیازمند به استفاده از آن میسازد. این موارد را به عنوان نکات برجسته یادگیری معکوس میتوان ذکر کرد:
مهارتهای مورد نیاز در این شیوه در دو بخش می توان دستهبندی کرد دسته اول همان مهارتهای معلمی است که برای موفقیت یک معلم در کلاس و مدرسه مورد نیاز است. مهارتهایی مانند برقراری ارتباط، فن بیان، قدرت تفهیم مطالب، مهارتهای تفکر و بیشمر مهارتهایی که داشتن آنها توسط یک معلم کلاسش را یک کلاس جذاب و دوست داشتنی برای بچه ها می سازد. مهارتهای دسته دومی که البته در این رویکرد نسبت به شیوه سنتی بیشتر مورد نیاز یک معلم است تسلط در به کارگیری نرمافزارهای تولید محتوا و سختافزارها و ابزارهای فناورانه است.
تجربه معلمانی که از این شیوه در کلاسهای درس خود به خوبی بهره برده اند نشان میدهد به دلایل متعددی میزان یادگیری دانشآموزان در این شیوه بیشتر است. این دلایل را در سئوال قبلی به آن اشاره کردهام.
عدم همراهی و توجیه نبودن والدین یکی از دلایل شکست این شیوه میتواند باشد. والدین بر اساس تجربیات و برداشتهای خود از کلاس و معلم، انتظار دارند دانشآموز در کلاس مباحث آموزشی را یادگرفته و تسلط پیدا کند و در منزل فقط به انجام تکالیف و مرور درس ها بپردازد. در حالی که در یک کلاس معکوس عکس این فرایند رخ میدهد و از این جهت والدین اگر آشنایی دقیقی از این شیوه نداشته باشند میتوانند مانع بزرگی در این امر شوند. به معلمان توصیه میشود که پیش از به کارگیری این رویکرد در کلاس خود به صورت حضوری یا با تهیه محتوای مناسبی والدین را با آن اشنا و انتظارات خود را از آنان به طور واضح بیان کنند.
هیچ محدودیت سنی برای به کارگیری این شوه وجود ندارد اما قطعا در به کارگیری این شیوه در پایههای پایینتر باید با دقت و وسواس بیشتری آن را به کار گرفت و نیز استاندردادهایی را که در تولید محتوای آموزشی است باید رعایت نمود.
با توجه به امکانات در اختیار یک معلم، طیف وسعی از ابزارها و امکانات را میتوان برای یک کلاس معکوس به کار گرفت، اما باید دقت کرد که نباید انجام این شیوه را منوط به فراهم بودن تمام امکانات کرد. داشتن یک کامپیوتر مناسب، قلم نوری، ویدئوپروژکتور، تخته هوشمند و … برای یک کلاس معکوس برای تولید محتوای آموزشی مناسب و جذاب البته خیلی ایدهآل و جذاب است اما یک معلم با داشتن یک موبایل هوشمند ساده هم میتواند محتواهای آموزشی مناسبی را تولید نماید و در اختیار داشآموزان قرار دهد. شعار یادگیری معکوس این است که با هر وسیلهای که در اختیار دارید کلاس خود را معکوس کنید. نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که در این روش معلم حداکثر تلاش خود را داشته باشد که از محتوای خودساخته در کلاسش بهره ببرد. استفاده از محتوای آموزشی تهیه شده توسط موسسات یا افراد دیگر حتی اگر کیفیت بالایی هم داشته باشند شاید نتوانند جایگیزین محتوای معلم ساخته شوند و بچهها به محتوایی که توسط معلم خودشان اختصاصا ساخته شده است توجه و اهمیت بیشتری قائل میشوند.
هیچ کلاسی در دنیا وجود ندارد که به طور کامل الگوی یادگیری معکوس در آن اجرا شود و به عنوان شیوۀ جایگزین کامل روش های سنتی مورد استفاده قرار گیرد بلکه ترکیبی از این دو شیوه مورد استفاده قرار میگیرد. عمده محدودیت این الگو طراحی آموزشی درسهایی است که معلم می خواهد معکوس سازد. تهیه محتوای آموزشی منزل و نیز فعالیتهای داخل کلاس وقتگیر و دارای ظرافتهای خاص خود است. مشکل دیگر در این زمینه در دسترس بودن امکانات فناورانه برای معلمان و دانشآموزان است. موفقیت این الگوی مبتنی بر فناوریهای نوین و شبکههای ارتباطی در گروه فراهم ساختن زیرساختهای اساسی این امر است. مشکل دیگر دغدغۀ والدین از آسیبهای احتمالی فرزندانشان در استفاده افراطی از تبلت، موبایل و شبکههای اجتماعی به خاطر به کارگیری این شیوه است که لازم است به شکل مناسبی این مشکل با همکاری معلم و والدین مدیریت و فرهنگسازی شود.
من ضمن تشکر از شما خانم مهندس روشنبخش بزرگوار، که فرصت این گفتوگو را فراهم کردید به معلمان عزیزی که به دنبال به کارگیری این شیوه یادگیری در کلاسهای درس خود هستند توصیه میکنم لازم نیست به شکل گستردهای این روش را در شروع کار خود به کار گیرند لازم است ابتدا در مباحثی که خود بر آن مسلط هستند و نیز دانشآموزان در آنها مشکل دارند دست به معکوس کردن کلاس خود بزنند و کمکم این روش را تجربه کنند ضمن اینکه از تجربیات معلمان دیگری که از این شیوه در کلاس خود بهره بردهاند نیز استفاده کنند. تجرببات ارزشمند خانم روشنبخش در این زمینه در کلاسهای درس خود نمونه بسیار موفقی است که من خود از نزدیک با آن آشنا هستم. ایشان با به کارگیری این شیوه و با استفاده از خلاقیتهای خاص خود و ارائه کارهای جالب توجهای در کلاس خود توانستهاند میزان یادگیری را در دانشآموزان خود در سطحوح بالاتر یادگیری ارتقا دهند. تجربه ایشان با توجه به افت تحصیلی دانشآموزان بعد از دو سال دوری از مدرسه به خاطر شرایط کرونایی باعث رفع این مشکل شده است. امیدوارم این تجربیات زیستۀ ارزشمند به شکل مطلوبی مورد توجه و استفاده همکاران محترم قرار گیرد. اما شرط موفقیت یک معلم در یادگیری معکوس علاقه و باور او به کارآمدی این روش است و به قول آقای برگمن نکته اساسی و کلیدی این است که معلمان برای معکوس کردن کلاسشان ابتدا باید خود تفکرشان را معکوس سازند.
برچسب:
نویسنده: نگار جعفرینژاد